تبلیغات
نوشته های من - خدایا این بلای اسمونی بود یا امتحان ریاضی؟


نوشته های من

دست نوشته های من

سلام دوست جونام چطورید؟با امتحانات چه می کنید؟من امروز امتحان ریاضی داشتم که از سمپاداومده بود.خوب دادم و امید وارم نمرم خوب بشه.خیلی سخت بود.2 ساعت نشستم حتی وقتی می خواستم برگم رو بدم مطمئن نبودم.نصف کمتر کلاس 3 ساعت نشستن و این راننده سرویسمون ما رو کشت بس که غر زد اخه ما هی براش توضیح میدادیم که امتحان از سمپاده خیلی سخته بعد برگشته میگه:ریاضی چیه؟ریاضی مگه درسه؟ریاضی خیلی اسونه.اگه امتحان از کل ریاضی بود حالا همه در اومده بودن. تازه می گفت:چهار چهار تا پنج تاکیفامون تو سرویسش بود ما رفته بودیم تو سالن مدرسه برگشتیم دیدیم داره میره مثل جت شروع کردیم دویدن هرچه صداش کردیم که انگار نه انگار دیدیم که نگه نمیداره بدو رفتیم دفتر خبر دادیم و معاون زنگ زد بهش میگه رفته اب بخره داشتم از عصبانیت میمردم و بعد که اومد و فهمید هنوز بچه ها درنیومدن دوباره شروع کرد غر زدن هی غر زد هی غر زد غر زد..................... ما دیگه از ماشینش در اومدیم و وقتی اون 2 نفر اومدن و سوار شدیم روز از نو روزی نو دو باره شروع کرد به غر زدن بعد که دید داریم کلافه میشیم حرف نزد ولی چنان با سرعت میرفت که گفتم الان تصادف می کنیم.خب دیگه اینم از خاطره ی امروز ما و ریاضی و راننده سرویسمون.نظر یادتون نره

بای تا های دوباره


نوشته شده در یکشنبه هفتم خرداد 1391 ساعت ساعت 12 و 33 دقیقه و 01 ثانیه توسط miumin f نفر همدرد من با امتحان ریاضی | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت